راستش رو بخواهین شعرتون از نقاشی مبهم تر بود
ولی در دعوای مزمنی که بین زن و مرد از دوردست وجود داره همیشه این زنه که میمیره
و مرد با نیشخندی وحشتناک به جون کندنش نگاه می کنه
اینو نه بخاطر اینکه زنم میگم بلکه چون خودم دارم جلوی نیشخند مرد جون می دم بدون اینکه خودش بفهمه که داره به من می خنده...